اطلاعات - ارمغان زمانفشمی: مواجهه با آسیبهای اجتماعی، ابعاد مختلفی دارد. جامعه در شرایط ملتهب و بحرانی، علاوه بر نیاز به امدادگران میدانی، به افرادی نیاز دارد که دردهای روحی و روانیاش را بفهمند و درمان کنند. این کار به همت کارشناسان و نهادهای فرهنگی و نیروهای مردمی و داوطلب، امکانپذیر است. کشور ما بعد از تجربه هشت سال دفاع مقدس و از سر گذراندن بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله، در سال گذشته نیز دوبار مورد حمله دشمن قرار گرفت و اگرچه شاهد رنجهای بسیار بود، اما سطوح دیگری از اتحاد مردمی و انسجام ملی را هم تجربه کرد. در این میان، برخی گروهها در توجه به رنج همنوعان خود و تلاش برای کاستن از آن، نقش پررنگتری داشتند که ثبت و ضبط تجربههایشان، میتواند چراغ راه آیندگان باشد. فعالان حوزه امداد فرهنگی از این جملهاند.
مؤسسه اطلاعات در نیمه اردیبهشتماه امسال، میزبان حجتالاسلام علیرضا فجری، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی نمایندگی تهران و دکتر ابراهیم معظمی گودرزی، جامعه شناس و فعال فرهنگی بود. این دو کارشناس با اشاره به سالها تجربه خود در حوزه مسائل فرهنگی، به معرفی و تبیین «قرارگاه امداد فرهنگی» پرداختند. فعالیتهای مورداشاره آنها به نوعی با گفتمان«کاهش رنج مردم» که از سال گذشته در دستور کار مؤسسه اطلاعات قرا ر گرفته، متناسب است ومیتواند به همکاریهای کارساز و راهگشا در آینده بینجامد. بر این اساس، عنوان این صفحه را در روزهای دوشنبه «مردم» گذاشتیم تا بطور ویژه بر موضوعات مرتبط با کاهش رنج مردم متمرکز باشد.منتظر دریافت دیدگاهها، مطالب و سوژههای ارزشمند شما در این زمینه هستیم.
مقایسه آسیبهای جنگ ۱۲ روزه با جنگ رمضان
حجتالاسلام فجری در توصیف مسیری که به پیشنهاد راهاندازی قرارگاه امداد فرهنگی انجامیده است، میگوید: در جنگ رمضان، گروههای بسیاری به رتق و فتق امور مختلف، از آواربرداری تا حل مسائل اقتصادی مردم پرداختند اما خلأیی که احساس شد، مربوط به آسیبهای روحی و روانی واردشده بر جامعه بود. امدادگر فرهنگی، کسی است که در حادثهها و بحرانها حاضر شود و سعی کند افراد را به زندگی عادی برگرداند.
او در بیان انواع مشکلات روحی و روانی مردم در جنگ رمضان توضیح میدهد: هم پدری که بیکار و خانهنشین شده و هم نوجوانی که به دلیل قطع اینترنت، از بازی آنلاین و تولید محتوا محروم مانده، میتوانند از جمله مصادیق آسیبهای ناشی از جنگ به حساب بیایند.
در جنگ ۱۲روزه، بیشترین تماسها با سامانه ۴۰۳۰ مربوط به استرس و اضطراب ناشی از جنگ بود اما در جنگ رمضان، بخش زیادی از تماسها به بروز مشکلات خانوادگی مربوط میشد.
امدادگران، قربانیان نامرئی جنگ
جنگ، میتواند خانه و کاشانه کسی را نابود کند یا خانوادهاش را از او بگیرد. رویارویی با چنین اتفاقی ساده نیست و فرد آسیبدیده، گاهی نیاز به ماهها کمک تخصصی و مشاوره دارد.
حجتالاسلام فجری تأکید میکند: امدادگرانی که مدام در صحنه حضور دارند، خودشان میتوانند قربانی حادثه به حساب بیایند. زمانی که من در معاونت فرهنگی هلال احمر فعالیت داشتم، مدام با انواعی از آسیبهای روحی امدادگران روبهرو بودیم.
وی افزود: در جنگهای اخیر هم برخی امدادگران که بعد از موشکباران با پیکرهای قطعه قطعه و منازل تخریبشده هموطنانمان سروکار داشتند، با آسیبهای روحی فراوانی مواجه شدهاند. همچنین است احوال کادر درمانی که یک لحظه هم صحنه خدمت را ترک نکردند و به درمان کودکان و زنان و نظامیان و... مشغول بودند. خانواده برخی از نظامیان، گاهی تا دوماه مرد خانه را ندیدهاند. باید به همه این موارد که به نحوی در معرض آسیب قرار گرفتهاند، توجه کرد.
او با اشاره به نقش امدادگر فرهنگی در این حوزه افزود: گروهی از امدادگران فرهنگی در معراج شهدا برای شناسایی پیکرها به خانوادهها کمک میکردند و در مراسم شهدا حاضر میشدند، گروهی برای نظامیان، تنقلات جمعآوری و ارسال میکردند، گروهی به هتلهای محل اسکان جنگزدگان میرفتند و به آنها مشاوره میدادند. چون بسیاری از آنها خانه یا عزیزان خود را از دست داده و در شرایط روحی نامساعدی به سر میبردند.
نقش رسانهها در کاهش رنج مردم
در میان امدادگران فرهنگی، گروهی هستند که فعالیتهای دیگران را به تصویر میکشند. اینجاست که نقش رسانه در آگاهیرسانی به مردم پررنگ میشود. چطور میتوان رسانهها را در این عرصه مشارکت داد؟
معظمی گودرزی معتقد است: بیان رنج مردم، امداد فرهنگی به حساب میآید. در دوران افول اقتصادی در آمریکا، روزنامههای پرتیراژ آن کشور، میدان را به دست گرفتند و به تحلیل و بررسی مشکلات مردم پرداختند.
در انگلستان، بیبیسی در بسیاری از مقاطع و درباره بسیاری از مسائل مانند کودکان کار و خشونت علیه زنان، مستندهایی ساخته که گروههای مردمی با استناد به آنها جریانهای بینالمللی ایجاد کردهاند. به عقیده وی، متأسفانه ما در حوره رسانه، کم کار کردهایم و نتوانستهایم از طریق رسانهها با مردم تعامل داشته باشیم.
این جامعهشناس تصریح کرد: دستگاههای اجرایی ما گاهی خودشان منبع رنج مردمند؛ در حالی که باید منبع رحمت و عدالت باشند. ما در زمان هشت سال دفاع مقدس، اینقدر نابرابری نداشتیم. الان به دلیل تورمهای انباشته و کاهش ارزش پول ملی، با مشکلات زیادی مواجهیم و این پریشانیها به راحتی درمانپذیر نیست.
به عبارت دیگر رنج، تنها در میان بیماران و در بیمارستانها نیست، بلکه کم بودن هزینههای فرهنگی در سبد خانوار، رنج است. این که حتی برخی افراد از بین ضایعات میوهفروشی، خرید کنند رنج است و باید به همه انواع رنج توجه کرد.
جریان تمدنی فراموششده
معظمی گودرزی اعتقاد دارد: امداد فرهنگی، یک جریان تمدنی فراموششده بعد از دفاع مقدس است و در ادامه امدادهای غیبی قرار دارد. در این حوزه باید حواسمان باشد چگونه عمل میکنیم. مثلا نمایش عمومی جنایتهای داعش در تجمعات خیابانی، کار درستی نیست.
او مثال میزند: در یکی از موکبهای تجمعات شبانه، بچهها نقاشی میکشیدند و کارشناس، نقاشی آنها را تحلیل میکرد. در نهایت مشخص شد فرزندان برخی از خانوادهها استرس بیشتری دارند، چون بیشتر در معرض اخبار درگیری و جنگ قرار میگیرند.
به گفته معظمی گودرزی، در سال ۲۰۱۴ پژوهشی در آمریکا نشان داد که ۷۶ درصد از جوانها به کلیسا نمیروند اما به حقوق بشر اعتقاد دارند. به همین دلیل ما یشترین اعتراضات به جنایات اسرائیل در غزه را در دانشگاههای آمریکا شاهد بودیم. این زوایای پنهان باید توسط امدادهای فرهنگی در جامعه ما هم شناسایی شود.
روزنامه اطلاعات، طلایهدار میدان
در شرایط ویژه مانند جنگ، سیاستها باید مبتنی بر حفظ و تقویت امید و نشاط اجتماعی و بهویژه رسیدگی به آسیبدیدگان باشد. معظمی گودرزی میگوید: برای رسیدن به این هدف، ما در حال پیگیری یک حرکت جمعی بیندستگاهی هستیم که روزنامه اطلاعات بهعنوان پیشکسوت نظام رسانهای کشور، طلایهدار آن است، چون معتقدیم رسانه میتواند یاریگر اقتصاد و تولید ملی باشد. بطور مثال، زمانی ما متوجه شدیم مردم زنجان از محصولات کارخانجات خودشان استفاده نمیکنند و تولیدکنندگان زنجانی با مشکل مواجه شدهاند. توجه دادن رسانههای محلی به حمایت از محصولات شهر با چاپ تبلیغات ارزانقیمت، باعث شد این مشکل برطرف شود.
او تأکید میکند: در حال حاضر هم میتوان با استفاده از ظرفیتهای فرهنگی ارزشهای جنگ، رابطهای میان رسانه و جامعه تعریف کرد و به مردم آموخت که چگونه در شرایط جنگی، کودکان را آرام کنند، چگونه صرفهجو باشند و چطور با قربانیان جنگ همدلی کنند.
حرف آخر
جنگ به شکل مستقیم و غیرمستقیم، زندگی بسیاری از هموطنانمان را تحتتأثیر قرار داده و دچار تلاطم کرده است. مشکلات اقتصادی و فکری به درگیری اعضای برخی خانوادهها دامن زده و اختلافات را پررنگ کرده، اما نباید اجازه داد که کار این اختلافات بالا بگیرد و آسیبهای اجتماعی بیشتری به وجود آورد. اتفاقا در بحبوحه همین حوادث و دشواریها میتوان تجربههای ارزشمندی کسب کرد، میتوان از فرصت یاری رساندن به دیگران بهره برد و میتوان، اخلاق و انسانیت را در جامعه شکوفا کرد؛ به شرط آنکه حضور همه مردم را غنیمت بدانیم و از صاحبان هر سلیقه و اندیشهای استقبال کنیم و اولویتمان، به سلامت گذراندن روح و روان جامعه از میان توفان حوادث و خاکستر جنگ باشد. شکلگیری و تقویت امدادگران فرهنگی به تحقق چنین شرایطی کمک موثری میکند.
امداد فرهنگی، تلاشی آگاهانه مبتنی بر شناخت علمی و دینی برای کاهش، کنترل یا پیشگیری از آسیب های فرهنگی و اجتماعی در سطح فرد و جامعه است. در این نوع امداد، برخلاف امدادهای فیزیکی، ما با «روح و روان» انسان سروکار داریم. با پالایش روح و روان جامعه، حرکت به سوی فردایی روشن و پرامید، محتمل تر خواهد بود.